دامنی پرگلْ اصحاب مدرسه را: تأملی در آورده‌های پیرنیا برای آموزش معماری ایران

نوع مقاله: مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری معماری و دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران ،دانشکده معماری و شهرسازی،دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

محمدکریم پیرنیا، از برجسته‌ترین تاریخ ‌پژوهان معماری ایران، نخستین کسی بود که تلاش کرد مفاهیم و مبانی سنت معماری ایرانی را به مباحثات دانشگاهی داخل و به تعبیری زبان سنت معماری ایرانی را به زبان مدرسۀ مدرن معماری و زبان دانشگاهی نزدیک کند. او این کار را با طرح دو موضوع اصول و سبک‌شناسی معماری ایرانی انجام داد. موضوع این مقاله پرسش از انگیزه‌های پیرنیا و چگونگی این اقدام او و همچنین، عوارضی است که بر کار او وارد شد. تلاش پیرنیا برای نظری کردن این سنت عملی از یک سو فرصت بحث و فحص در معماری ایرانی و آموزش و فهم آن را فراهم آورد و از سوی دیگر، حجابهایی در راه شناخت و آموزش آن سنت معماری افکند. فهم و یادآوریِ این دو جنبۀ توأم در تحقیق و آموزش تاریخ معماری ایران امری ضروری است. بر این اساس، در این مقاله نخست به چگونگی طرح مبانی و کلیت معماری ایرانی توسط پیرنیا ‌پرداخته و نقاط قوت و ضعف کار او  بررسی و نقد و سپس، انگیزه‌های آشکار و نهان پیرنیا در خلال این جهد و طلب بررسی شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Flowers harvest for the friends of architectural school, reflections on achievements for architectural education in Iran

نویسندگان [English]

  • Mehrdad Qayyoomi Bidhendi 1
  • Mohammad Mehdi Abdollahzadeh 2
1 Assistant Professor School of Architecture and Urban Development Shahid Beheshti University
2 PhD candidate of Architecture School of Architecture and Urban Development Shahid Beheshti
چکیده [English]

Mohammad-Karim Pirnia, one of the most prominent scholars of Iranian architectural historiography, was the first who tried to introduce the concepts and principles of Iranian traditional architecture into the modern architectural school and academic realm. He did it through his two main projects: “the principles of Iranian architecture” and “the stylistics of Iranian architecture”. The subject of this article is questioning about Pirnia’s motivations, manner and method; and also some unwanted consequences of his work. Pirnia’s effort to theorizing such a practical tradition is a twofold phenomenon: putting the tradition into the academic education and discussion on one hand, and putting some new obstacles in the way of studying Iranian architecture on the other hand. We will first investigate how he formulated his findings in Iranian traditional architecture and abstracted his proposed principles. Then we try to unfold his principles to light his motivations in his great project into the architectural education in Iran.